محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
49
اكسير اعظم ( فارسى )
و ابو منصور گويد كه سبب نقرس انصباب مواد به اطراف است و اين به سبب قوت اعضاى رئيسه و ضعف اطراف در تركيب بود و سبب تولد اين فضلات تخمه متواتر و سوء هضم طعام و جذب كبد كيلوس غير منهضم را به سبب تولد حرارت عرضى در كبد از جماع يا حركت سخت يا استحمام و مانند آن است . بقراط گفته كه درد نقرس در صيف و ربيع اصحاب مرهء سودا را هيجان كند . جالينوس گفته كه درد نقرس در مشائخ كمتر بود و از آن صحت نيابند . ثابت گفته كه اگر نقرس در جانب راست بود بهتر و خفيفتر باشد از آنكه در جانب چپ بود . بالجمله نقرس نيز از سوء مزاج ساذج و مادى مثل وجع مفاصل حادث مىشود . [ اسباب او و طريق تشخيص و علاج ] و اسباب او و طريق تشخيص و علاج هر سبب اين همان است كه در اوجاع مفاصل مفصل مسطور شد و در اينجا نيز بعض علاج آن حسب اقوال اطبا مذكور مىشود : و در تذكره از خواص مجربه نوشته كه تعليق موى كودكى كه سن او از چهل روز تا سه ماه رسيده باشد بر صاحب نقرس مسكن درد آن است . و رازى گفته كه تعليق ساق راست نسر از جانب راست نقرس و ساق چپ آن از جانب چپ نقرس تسكين درد نمايد و مكرر تجربه كردهام و تعليق زنبور در پارچه سرخ بسته نيز بالخاصيه نافع نقرس حار و بارده نوشتهاند . علاج نقرس حار بدان كه در اينجا افراط تبريد به اشربه و اطليه نشايد اگرچه صفراوى بود زيرا كه در آن خوف اعادهء ماده از مفاصل به سوى اعضاى رئيسه است و اين موجب هلاكت گردد . و اگر اين چنين خطا رو دهد و تغيرى در اعضاى رئيسه ظاهر شود و غشى و خفقان و غيره رو نمايد به زودى آب نيمگرم يا طبيخ حشايش مرخيه و جاذبه چون بنفشه و بابونه و مانند آن بر مفصل ماوفه بريزند و مفرحات ياقوتيه خورانند . سويدى گويد كه ضماد عصارهء گشنيز سبز و كذا فوفل به سركه سرشته و كذا سويق شعير به آب حى العالم صغير سرشته و كذا عصاره خيار سفيد با هشتم حصه آن سركه آميخته و شرب نيم درم ماهودانه و كذا طبيخ برگ آن هر واحد براى نقرس حار مجرب من است و ضماد عصارهء حى العالم تنها و با صندل سفيد و كذا عصاره ماميثا به آب گشنيز سبز و كذا طحلب تنها و به سويق و يا به سركه و كذا آب عنب الثعلب به صندل سفيد و يا با بوش دربندى و يا به روغن بنفشه و كذا عدس مطبوخ و سويق و كذا آرد جو و سفرجل بريان و سركه و كذا شوكران و كذا سخالهء مسن مخلوط به روغن گل و موم و كذا افيون و زردهء بيضهء بريان و شير زن و كذا صدف مع لحم او كوفته و كذا زعفران الحديد به گلاب و سركه سرشته و كذا سفيداب و آب حى العالم و روغن گل و كذا آب كاسنى به آب گشنيز و اندك سركه يا به سويق و كذا شير زن به ربع درم زعفران و خرنوبه افيون و كذا آب خرفه و صندل سفيد و طحلب و كذا باقلا مطبوخ سوده با پيه گوساله سرشته و كذا مغاث و بيخ حى العالم و كذا دماغ يا خون ابن عرس در ديگ سوخته به سركه آميخته و كذا خشخاش سياه و كذا آب كرنب و آرد حلبه و سركه و كذا صندل سرخ به گلاب سوده و اندك سركه و آب خرفه افزوده و كذا خبث الحديد و روغن گل و كذا زعفران دو درم افيون يك درم در شير زنان حل كرده و بلع عدس بريان سى دانه بر ناشتا و نطول طبيخ كرنب و عصارهء آن و تعليق حجر مغنيس و كذا پاى خرگوش راست بر پاى نقرس راست و پاى چپ آن بر پاى نقرس چپ و كذا پاى راست ضفدع بر پاى راست و پاى چپ آن بر پاى چپ نقرس و كذا پاى راست ضفدع بر پاى راست و پاى چپ آن بر پاى چپ صاحب صاحب نقرس هر واحد نافع نقرس حار است . مسيحى گويد كه اگر نقرس دموى باشد بايد كه ابتدا به اخراج خون نمايند بعد از آن نظر خلط غالب كنند اگر صفرا باشد ادويهء مسهل صفرا مثل هليلهء زرد و آلو و تمر هندى و شاهتره و افسنتين و صبر و سقمونيا استعمال نمايند . و اگر بلغم بود به ادويهء مسهله آن مثل تربد و غاريقون و حب النيل و حنظل و مقل و اشق و سكبينج و صبر تنقيه كنند و ضمادات مبردهء مطفيه مثل ضماد معمول از برگ كرنب جوش داده و به زرده بيضه خام سوده و دردى سركه به روغن گل است و يا روغن گل به آرد جو آميخته . و اگر احتياج به چيزى افتد كه تبريد زيادهتر كند از عصى الراعى و عنب الثعلب و برگ خشخاش و آرد جو و روغن گل و گلنار و سركه مرتب سازند و سردتر از اين آن است كه بزرقطونا در سركه با هم زنند و روغن گل آميخته بر برف سرد كرده استعمال نمايند و هرگاه گرم شود تبديل آن كنند . و اگر حاجت بضمادى باشد كه در تبريد كمتر از اين بود خطمى را به سركه بر هم زده استعمال كنند . و اگر درد شديد بود چندان كه طاقت برداشت آن نباشد حاجت بضماد مخدر آيد مثل كاهو و لبن و خشخاش و گشنيز تر و لفاح چون هر واحد به آرد جو بياميزند و بر موضع گذارند و قوىتر از اين افيون است و بايد كه كثرت استعمال اين اشيا نكنند كه آن ضرر دارد . و هرگاه استعمال نمايند تا آنكه اندك درد تسكين يابد استعمال آن ترك بايد كرد زيرا كه آن تخدير عضو و اخماد حرارت غريزى او مىكند . و اگر اتفاق استعمال آن به افراط و غير واجب گردد بر عضو مرهم لعابات محلول به روغن بابونه نهند كه اين نضج و اعاده حرارت غريزى به سوى عضو نمايد . و هرگاه نقرس از خلط صفراوى حاد باشد واجب است كه تنقيه آن خلط كنند بعده تبريد و ترطيب و استعمال چيزى نمايند كه تعديل حدت و لذع كند و استفراغ به ادويهء لينه كنند كه در آن لذع و حدت نباشد و آن مثل بنفشه و هليلهء زرد و ترنجبين و خيارشنبر است . و اگر احتياج بقوىتر افتد با اين